المحقق النراقي

543

خزائن ( فارسى )

ساحران و وهميان همه هند او را مىبينند و خدمت مىكنند ، پس از استادان شهر شصت و چهار زن گرد آمدند كه ايشان ساحران جهانند و همه جهان بگردند و خود را به صورت ديگر بگردانند و چنان دانند كه ايشان در هوا روند همچنان كه روحانيان و ايشان اين كتاب را وضع كرده‌اند ، به زبان هندى و جمله علم و هم و تأثيرات دل و علم دم و سحرهاى روحانى كه به وهم تعلق دارد در اين كتاب ياد كرده‌اند و اين كتاب را كامر و بيحاسنكا يا بيجن سنكا نام كردند و در ميان ايشان كتابى شريفتر از آن نيست و هر كه اين كتاب ياد گيرد او را بزرگ دارند و به غايت عالم شمرند و او را خدمت كنند پس از زبان هندى به پارسى گردانيده‌اند و رنج بسيار برده و ملخص آن كتاب اين است : بدان أسعدك اللّه كه هر گاه دم از سوراخ بينى راست بر آيد چنين گويند كه اين دم از آفتاب مىآيد و هر گاه دم از سوراخ بينى چپ بر آيد گويند كه اين دم از ماه مىآيد و اين دو سوراخ بينى به آفتاب و ماه منسوب است ، وقت باشد كه دم از راست رود و وقت باشد كه دم از چپ رود و وقت باشد كه از هر دو بيرون آيد برابر و وقت باشد كه دم بيرون نيايد و اين تجربه بايد نگاهداشت تا دم در توان يافت و معلوم گردد و بايد كه پيوسته دم خود را مىنگرد كه از كدام جانب مىآيد و از هر سوراخى چند دم مىرود ، و بايد دانست كه اين دم بر ساعات شبانه‌روزى مىرود چنان كه هر دو ساعت از سوئى مىرود چنان كه هر ساعت نهصد دم مىآيد شبانه‌روزى بيست و يك هزار و ششصد دم بر آيد و باشد كه زياده باشد و باشد كه كمتر باشد . و نيز گويند كه دم پنج است چنان كه عناصر پنج است چهار خاكى و آبى و بادى و آتشى ، و ديگرى دم آسمانى زياده مىآيد ، اول دم خاكى است و اين دم سوى زمين رود تا دوازده انگشت برود و رنگش زرد است ، و دوم دم آبى است و آن نيز سوى زمين رود تا دو انگشت برسد ، سيم دم هوائى است و آن برابر رود و رنگش سفيد است ، چهارم آتشى است و آن سوى بالا رود تا چهار انگشت برسد